راه فرار مسدود است.

بسم الله الرحمن الرحیم. ( یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلی رَبِّكِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی ) (فجر / 27تا30) تو ای روح آرام یافته-به سوی پروردگار بازگرد در حالیكه هم تو از خوشنودی و هم او از تو خشنود است- پس در سلك بندگانم در‌آی-و در بهشتم وارد شو. 

انسان در زندگی، گاه تلنگر هایی میخورد که در هاضمه اش، مانند استخوانی تیز فرو می نشیند.

صحنه های تلنگر برانگیز برای ما بسیار زیاد و در اطرافمان به وفور یافت می گردد. شاید این ها همان دور برگردان هایی هستند که می توانند ما را به سوی رب و معبودمان هدایت کنند. 

آنچه باید درباره جریان شیرازی‌‌ها و فرقه انحرافی در شیعه دانست

هفته برائت، لعن‌عایشه، ترویج قمه‌زنی و مخالفت حزب‌الله و… را بیاد دارید؟
 
 
یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر قوت گرفته و در حال رشد و نمو است جریان جعلی شیعه نمایی است که در حاشیه و متن بیوت یکی از مراجع تقلید قم به نام شیرازی شکل گرفته است.

آنچه باید درباره جریان شیرازی‌‌ها و فرقه انحرافی در شیعه دانست

 جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق....
ادامه نوشته

شیعه ستیزی

دستان نجس شیعه ستیزان و اسلام هراسیده ها قطعا در صدد ایجاد شکاف بین مسلمین و مذاهب اسلامی است. اگر حرکات این افراد را در چندین سال گذشته در قالب های مختلف و با رویکردهای روبه صفتانه بررسی و پیگیری کنیم به نقاطی می رسیم که ترسیم خط مشی و حرکت این افراد در آن مشخص می شود.

رد پای وهابیون و تکفیری ها، شیطان پرستان و سلطه طلبان اخیرا در خاک میهنمان قابل مشاهدست. اینها که ترویج تشیع و اتحاد امت اسلامی را آفت و تبری تیز بر ریشه خود می بینند در پی آنند که با مکر و حیله شان به اختلاف فکنی بین مذاهب اسلامی بپردازند.

منبر امام حسین علیه السلام یکی از تیز ترین و محکمترین خارها در گلوی و چشمان ناپاک این اقشار کثیف است، لذا برآنند تا با هزینه های گزاف و برنامه ریزی های حساب شده دیدمسلمین را نسبت به این جایگاه مقدس و مجریان و خادمان این سوگواری های الهی خدشه دار کنند.

بهتر است آگاه باشیم.

بچه شیعه ها! چشمانی ناپاک و پر غضب در حال رصد ماست تا در موقع مناسب خنجرش را بر سینه هایمان فرو آورد.

اما، نمیدانند و نخواهند فهمید سینه ای که برای حسین سرخ می شود، از خنجر کین چاک نمی شود.

برای دیدن پوستر در سایز اصلی اینجا کلیک کنید.

عبد آسمانی

دنیا بی تو صفا ندارد...

اینجا نجف اشرف است...

از نجف اشرف می نویسم و دیگر هیچ...

جای همه تان خالیست و دیگر هیچ....

علی؛ دیگر غریب نیست؟

دیگر مظلوم نیست؟

کوفه هنوز بی وفاست اما...

از سر دارالاماره، الان هم می شود دید،  کاروانی غریب در به در است...

حسین، چرا به کوفه آمدی؟

حرم امیر این روزها هوایش ابریست، بسان دل آشفته زوارش،

شوف الحرم همه لبیک یا علی می گویند....

دلم می گیرد ازین اعراب و کوفیان هنوز...

نمی دانم چرا ...

تو صدایم کن...

من نفس می خواهم...

دستم را به سوی ضریحش بلند میکنم...شاید علی دستم را بگیرد...

جه کنم، شرم دارم دست دراز کردن را بگذارم برای حرم عباس...

پس امیرم دستم را بگیر... تا لا اقل غرق نشوم...

جایتان خالی...

دعایتان میکنم

مرا دعا کنبد....

چاردقیقه تامل...

سرانجام در صبح پنجمین روز مذاکرات ژنو (به وقت تهران) ایران و 1+5 به توافق اولیه رسیدند.
 
دیگه اگه این عکس صبحشونه ببین شبش اونجا چه خبر بود

ژنو 3، دقایقی بعد از توافق
آن مرد با بنز آمد 
سرانجام بعد چند سال شایعاتی که در خصوص ایران و 1+5 وجود داشت از واقعیت پشت پرده این اجلاس پرده برداری شد.

تیم مذاکره کننده هسته‌ای در میان استقبال مردمی به ایران بازگشتند
آن مرد با بنز آمد 
محافظ دکتر ظریف: دکتر سرتو بدزد، اون یکی استقبال کننده نیست، لنگه کفش دستشه

ورود تیم مذاکره کننده با 1+5 به ایران
آن مرد با بنز آمد 
ـ مذاکره می‌کنی؟ توافق می‌کنی؟ با کری دست می‌دی؟ بیا ببرمت خوب توجیهت کنم...

دکتر محمد جواد ظریف در مراسم گرامیداشت هفته بسیج
آن مرد با بنز آمد 
ـ هیس آقا... اصلا بحثشو پیش نکشید، من تازه توجیه شدم حال دوباره توجیه شدنو ندارم


کنفرانس خبری رئیس‌جمهور بعد از توافق هسته‌ای در ژنو
 
آرمیتا: اِوا خدا مرگم بده... داداش رئیس‌جمهور!... داداش رئیس‌جمهور! منو بذار پائین درس و مدرسه دارم بابا!

نخست وزیر سوریه و هیات همراه با حسن روحانی رییس جمهور دیدار کردند.
آن مرد با بنز آمد 
ـ به صف بیاید یکی یه ماچ به عمو بدید ببینم

رئیس‌جمهور که بعد از زلزله در برازجان به بوشهر سفر کرده بود، در هفته گذشته گزارش عملکرد 100 روزه دولت را هم ارائه کرد.
آن مرد با بنز آمد 
ـ ماشالله این 100 روزه خوب رئیس‌جمهور ساخته

دیمیتری راگوزین، معاون نخست وزیر روسیه با دکتر حسن روحانی دیدار کرد.
آن مرد با بنز آمد 
فک کردین فقط احمدی‌نژاد بود که از این عکسا ازش می‌نداختن؟ بعدشم این بابا مامان خارجیا چی فک می‌کنن همچین اسمایی واسه بچه‌هاشون می‌ذارن؟

خب حالا دولت ول کنیم یه کم بریم سراغ شهرداری
در حاشیه افتتاح پل صدر
 آن مرد با بنز آمد
این دوستان که می‌بیند بار وانت زدن داردن می‌برن عکاسای عزیزی هستن که دارن می‌رن افتتاح پل صدر رو پوشش بدن تا آقای دکتر خوب تو عکسا بیفتن

در ادامه در حاشیه افتتاح پل صدر
 آن مرد با بنز آمد
این عکس اگه سه،چهار ماه زودتر منتشر می‌شد شاید قالیبافم رنگ انتخاباتو نمی‌دید. آخه نفر قبلی هم که سوار بنز شده بود بنده خدا رد صلاحیت شده بود.

شهاب مرادی به عنوان رئیس جدید سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران منصوب شد.
آن مرد با بنز آمد 
به هر حال تعامل سازنده چندساله آقا شهاب با اهالی خونگرم فرهنگ و هنر در این انتخاب بی تاثیر نبود

بازی استقلال و ملوان
آن مرد با بنز آمد 
اجرای صحنه‌ای از فیلم ببر خیزان اژدهای پنهان در جریان لیگ برتر

در حاشیه بازی پرسپولیس و میلان
آن مرد با بنز آمد 
بعد از اینکه مالدینی در بیست دقیقه پایانی بازی پایان رأفت رو شانه به شانه خودش می‎دید به این نتیجه رسید که «یک پایان بی رأفت بهتر از یک رافت بی پایانه» و پیرهنشو بهش هدیه داد.

از اونجایی که سهم مجلس هم در تلخند نادیده گرفته نشه!
آن مرد با بنز آمد 
مسواکشونم بزنن دیگه حله

مردم منطقه محروم علی آباد در مجاورت فرودگاه اهواز در صحن شورای شهر اهواز تجمع کردند.
آن مرد با بنز آمد 
از این به بعد در هر تلخند یک «تلخ خند» هم داریم که توضیح نمی‌خواد.

واقعه عاشورا 21مهرماه سال 59 شمسی رخ داده است

گزارش ساعت به ساعت روز عاشورا بر اساس مقاتل:
واقعه عاشورا 21مهرماه سال 59 شمسی رخ داده است
طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی 21 مهر سال 59 شمسی رخ داده است.
 تاریخ شمسی برخلاف تاریخ قمری در تغییر نیست. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و با استخراج اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ،  سخنان  مقتل نویسان به ساعت و دقیقه برگردانده می شود.
اوقات شرعی روز 21 مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر 3-+ دقیقه اختلاف می تواند داشته باشد) استخراج شده و روایات مقتل نگاران با این ساعتها تنظیم شده است:

5:47 اذان صبح

امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

حدود 6

امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.

7:06 طلوع آفتاب

کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجارین ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پر تاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم این زیاد را نمی پریرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «الا و ان الدعی بن الدعی»، قد رکز بین اثنین: بین السله و الذله و هیهات منا الذله ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما درو است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.

حدود 8

بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوان) های کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب و کوفیان سخنان مشابهی گفتند.بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.

حدود 9

روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران شهید شدند. (تعداد دقیق را نمی دانیم . تعداد شهیدان تیر اندازی. با تعداد شهیدان حمله اول 50 نفر ذکر شده.)

حدود 10

بعد از تیراندازی یسار غلام زیادین آبیه و سالم غلام این زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه امام حسین(ع) حمله کرد؛ امام حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه ها حمله را دفع کردند. همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد 500 تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام (ع) را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر 23 اسب لشکریان امام (ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را 50 نفر و این شهر آشوب 38 نفر ذکر کرده اولین شهید، ابوالشعثا بود و 8 تیر انداخت که 5 نفر از دشمن را کشت. امام(ع) او را دعا کرد.گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام (ع)حمله کنند زهیر و 10 نفر به آنها حمله کردند.

حدود 11

بعد از این جملات امام دستور تک تک به میدان رفتن را داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده اند. نگذارند کسی از بنی هاشم به میدان برود. انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند. بعضی «در مقابل نگاه امام (ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که شهید شد پیرمرد زاهد بربر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او شهید شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می توانستم وصیت های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین (ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است.» یک برا هفت نفر از اصحاب امام(ع) در محاصره واقع شدند. حضرت عباس (ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.

12:50 اذان ظهر

حبیب بن مظاهر وقت اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته اند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت بکی برود با عمرسعد مذاکره و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی شود.» حبیب به او گفت «ای حمار! فکر می کنی نماز شما قبول می شود و نماز پسر پیامبر (ص) قبول نمی شود؟» به جنگ او رفت اما دوستانش به کمکش آمدند و حبیب شهید شد. امام (ع) از شهادت حبیب متاثر شده و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می گذارم.»

حدود 13

30 نفر زا اصحاب امام (ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از آن ساعت شهید شدند؛ از جمله زهیر و حر. بعد از شهادت اصحاب نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر. علی اکبر پسر امام حسین (ع) بود البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. عبدالله بن مسلم به طرز ناجوانمردانه ای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد. فرمود: «ای پسر عموهای من بر مرگ صبر کنید به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»

حدود 14

28 نفر از مردان بنی هاشم شهید شدند: 7 برادر امام حسین (ع)، 3 پسر از امام حسن(ع) 2 پسر امام حسین(ع)، 2 نوه جعفر بن ابیطالب، 9 نفر آل عقیل و بقیه از نوادگان باقی عموهای پیامبر. یکی از شهیدان نوه ابولهب بود. عاقبت امام حسین (ع) و حضرت عباس تنها ماندند. عزم کردند تا دو نفری به قلب دشمن بزنند و آخرین سواری را با هم انجام بدهند. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس دلاور در محاصره شهید شد. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.»

حدود 15

امام (ع) به طرف خیمه ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعداً در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه اش نکنند. وقت وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره او (یعقوبی می گوید: در همان روز به دنیا آمده بود اما بقیه چنین نمی گویند) توسط تیر حرمله شهید شد. امام (ع) رو به آسمان کرد و فرمود: «خدایا اگر نصرتت را از ما دریغ کردی. این را در مقابل چیزی قرار بده که برای ما بهتر است»

امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می شد. بعضی تیر می انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام (ع) بر پیکر مبارکش جای 33 زخم نیزه و 34 زخم شمشیر شمرده شد.امام (ع)در آستانه مهاجرت بود اما کسی جرات نمی کرد به سمت ایشان برود. اهل حرم از صدای ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن(ع) دوید و به طرف مام آمد . او را در بغل عمویش کشتند. امام برای سومین بار ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»

16:06 اذان عصر

وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفته اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع نگار لشکر عمرسعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: «به خدا هرگز شکسته ای را ندیده بودم که فرزند و کسان و یارانش کشته شده باشند و چون او محکم و دل آرام باشد.... گوید در این حال بود که زینب (س) دختر فاطمه به طرف وی آمد. در حالی که می گفت: «کاش آسمان به زمین می افتاد.» زینب (س) به عمر سعد خطاب کرد: «ای عمر! اباعبدالله را می کشند و تو نگاه می کنی؟» گوید: اشک های عمر را می بینم که بر دو گونه و ریشش روان بود. و روی از زینب بگردانید. حمید بن مسلم گوید شنیدمش که می گفت «به خدا پس از من کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.» گوید: آن گاه شمر میان کسان بانک زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند. بکشیدش!» گوید در این حال سنان بین انس حمله برد و نیزه را فرو برد...»

حدود 17 ؛ بعد از شهادت امام (ع)

بعد از شهادت امام (ع) عده ای لباس های آن حضرت را غارت می کنند. تمام این افراد بعداً به مرض های لاعلاج دچار شدند.غارت عمومی اموال امام حسین (ع) و همراهانش آغاز می شود. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه ها گذاشت.یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن مطاع بعد از شهادت امام به کربلا می رسد. برای دفاع از حرم امام می جنگد و شهید می شود.ابتدا سر را به خولی می دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می دوانند تا استخوان هایشان هم خرد شود.

18:49 اذان مغرب

کشتگان لشگر کوفه را جمع می کنند. تعداد این افراد 88 نفر است. داستان این طور تمام می شود که در حالی که عمر سعد دستور جماعت نماز مغرب را می داده سنان بن انس بین مردم می تاخته و رجز می خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید ؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته ام!»

آنها چندنفر بودند؟

معروف است که در کربلا 72 نفر شهید شده اند. این رقم معمولا وقت خواندن مقاتل با اعداد و اسامی موجود در متن جور در نمی آید؛ مثلا دیدیم که 50 نفر در حمله اول شهید شده اند، 28 نفر هم از بنی هاشم، به علاوه بریر و مسلم و حبیب و سعيد و حر و زهیر. همین ها جمعش بیشتر از 72 است. بعضی تواریخ قدیمی هم اعداد دیگری دارند. مثلا مسعودی تعداد شهدا را 87 نفر میگوید (مروج الذهب)، یعقوبی 105 نفر (تاریخ یعقوبی) و بلاذری 100 مرد میگوید (مجمع الانساب). یک راه این است که بیاییم و تمام اسامی ذکر شده در منابع را کنار هم بگذاریم. نخستین بار این کار را کسی در قرن سوم انجام داد که در آن 108 اسم فهرست شده. کسی به اسم فضیل بن زبیر، رساله ای نوشت با عنوان:«تسمیة من قُتِل مع الحسین بن علی(ع)» محققان جدید، این رقم را تا 120 اسم رسانده اند. حالا برگردید به آن خبر شهادت حدود 50 نفر از اصحاب در حمله اول. 120، جمع همین عدد و 72 است. پس ممکن است رقم 72 ، شمار شهدایی باشد که بعد از حمله و تیرباران اول به شهادت رسیده اند و جنگشان به یادماندنی تر بوده. احتمال دیگر، توجه به این خبر است که عمر سعد وقتی در روز 12 محرم لشگر خود و اسرا را از کربلا حرکت داد، دستور داد 72 سر را به نیزه بکنند بیاورند. قاعدتا در اینجا هم کوفیان سرهای افراد معروف و مشهور را با خود آورده اند و سرهای افراد غیرمشهور برايشان ارزش نمایشی نداشته. احتمال سوم به خاصیت خود عدد 72 برمی گردد. این عدد، از قدیم الایام نشانه کثرت بوده. حافظ می گوید: «جنگ 72 ملت همه را عذر بنه». يا حدیثی متواتر هست كه پیامبر)ص( فرمود: « امتش 72 فرقه می شوند که فقط یک فرقه از آنها ناجیه هستند. شاید یک دلیل تاکید بر عدد 72 شهید هم همین باشد.

مرحوم دکتر احمد بیرشک

بالا بلند بابا، گیسو کمند بابا

غم عجیبی توی سینمه،غمی که نمیدونم واسه شام غریبونه یا ...

نمیدونم چرا فکر می کنم محرم تموم شده، میدونم البته، بخاطر ایمان سستمه...

هر سال وقتی محرم به اینجاش که می رسه، یعنی امشبش، کابوس میبینم،

از غروب روز دهم کابوسام شروع میشه، تاریکی و سرما و غربت، حتی اون روزی که محرم تو چله ی تابستون بود بازم یخ می کردم...

نمی دونم ریشش کجاست؟

امروزم کابوس میدیدم، از ظهری که از حرم حضرت عبدالعظیم برگشتم از ترس چپیده بودم توی خونه.

هم دوست داشتم دم غروبی برم بیرون هم می ترسیدم، همش مقتل توی ذهنم مرور میشد،بالاخره اومدم بیرون، خیابونا تاریکتر از هرشبه، هیات ها اکثرا سوت و کورن، کسی حال مداحی و سینه زنی نداره، اصلا کسی توی خیابونا نیست، باند های هیات سرکوچمونم حال نداره، صداش در بیاد.

می چرخم و می چرخم، ظرف های سفید غذا و لیوان های چایی نذری خالی و شکسته گوشه کنار خیابونا و کوچه هاریختن، هوا سردتر شده، کنج دیوارهای پیاده رو، تک و توک شمعی در حال سوختن یا پارافین آب شده رو می بینم.

یه سری بچه رو می بینم با دیشتاشه بلند سفید و سیاه، پراکنده، با سربند و پای برهنه، دختر بچه هم توشون هست، موهاشون پیدا هست و نیست، گوشه کنار همین دیوار ها ایستادن و دارن با بخار دهنشون دستاشونو گرم می کنن، یخ کردن! ترسیدن، عجیبه!

بخدا دارم میبینم اینا رو، اطرافم همه جا تاریکه... اینا کابوس های منه وقتی توی خیابونای تهران دارم راه میرم...

انگار غروب دهم محرم هنوزم بعد از ۱۴۰۰ و اندی سال غرق در غربته...

بخدا محرم تازه شروع شده، نرید خونه هاتون،آی هیاتی ها، هیاتاتونو جمع نکنید، اصل عاشورا تازه از امروز شروع شده، کار زینب تازه شروع شده...

* شب هشتم حاج محمود(جاتون خالی) بدجوری حالمو ریخته به هم، نفسش گرم، خدا حفظش کنه، تو این هوای آلوده و دلگیر از غبار گناه و دوده های سمی، با روضش آدم نفس تازه میکنه...

بالا بلند بابا، گیسو کمند بابا، اگه تو بری تو این غریبی، دل به کی ببنده بابا...

دانلودش کنید؛ اگر! که نه، حتما اشکتون جاری میشه، من ناچیزم دعا کنید، شاید ...

دانلود شب هشتم محرم.حاج محمود کریمی1392

 

سر درب دانشگاه ه ه ه

شما بگید اگر یه دانشجویی بخواد بره دانشکده شون، باید ازین ور سر در بره یا از اون ور سر در؟

علی الحساب

این علی الحساب، تا اگر بغضم امون داد بنویسم...

 

پیامک های احتمالی مخابره شده بین دو سیاستمدار


ادامه نوشته

دانشجویی که فقط سه ترم مهمان ما بود

من و اداره ام

در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند...

اداره من ناکجاآبادیست که ممنوعم از آوردن اسمش.

تا پایان اردیبهشت ماه در " اتحادالطلاب العالم الاسلامیه" که البته اسم عربی اونجا بود؛ مشغول کار بودم. کاری با عشق و علاقه و تعهددر محیطی آرام و کاملا آزاد. ولی تلاطم روزگار طوفانی مجبورمان کرد تا برای آرامش یک دریایی که با دستان کودکی که درحال آب بازی بود به خروش درآمده بود؛ قرعه بندازیم و یکی را قربانی این امواج بچه گانه کنیم.

قرعه فال به نام من دیوانه زدند. قسمت، قضا و قدر و یا هرچیز دیگر که میخاهیم نامش بنهیم دست در دامان من انداخته بود. مرا که به دریا انداختند تازه فهمیدند دریا قربانی نمیخواست.

حکمت الهی بود. چرا که فقط من می دانم و او !

خلاصه؛ غریب به دوماه به یاری هنر انگشتان و با دلی آزرده از هرچه محیط اداری به ارتزاق پرداختم. شکر، روزگار متاهلانه ما هم می گذشت. همسر قانع، روزگارت را با هیچ هم می پسندد و میگذراندش. شکر این نعمت هم خودش عمری میخواهد. بار الها شکر.

و بعد از این دوماه مجددا اغفال شدم و با پیشنهاد دوستان و تاکید بر دغدغه و مغدغه و تعهد و معهد و انواع و اقسام هندوانه هایی که در ذیل بغل مبارکم قرار دادند حاضر شدم مجددا به دنیای ادراری (به فتح الف)  برگردم.همان دنیایی که آفت سبک زندگی اسلامی و انسانیست.

و تا باز به قول شاعر گران مغز " صبح علی الطلوع کیف در دست گیرم و ره اداره در پیش، تا شاید نانی به کف آرم و به غفلت بخورم و غایت الوقت به سان مکتب موشان کیف در دست دگر گیرم و اداره در پس و ره منزل لیلی در پیش ستانم."

ولیک این بار دست زمانه مارو به سازمانی ارسال کرد که نه در آن بوی تعهد میآید نه تفعل، نه تذکر و نه تغغدغ (مصدر ساختگی دغدغه)،

من برای مثلاَ برنامه ی یک هفته ی کاری امثال این سازمان عریض و نه طویل را برایتان می نویسم ولی به جان خودتان اصلا فکر نکنید که این سازمان کجاست. یا گمانه هم نزنید.

شنبه : ۷:۳۰ حضور در محل کار با نیم ساعت تاخیر؛ ۸:۳۰ صبحانه؛ ۹:۳۰ حرکت به سوی کلاس (خ) از اونطرفم کار تعطیل و حرکت به سمت خونه...

یکشنبه: ۷:۳۰ حضور در محل کار با نیم ساعت تاخیر؛ بلافاصله حضور در میدان ورزش و انجام ورزش صبحانگاهی
؛ ۱۰:۰۰ صبحانه؛ ۱۲:۳۰ وضو ؛ ۱۳:۴۵ حرکت به سمت سرویس ها

دوشنبه: ۷:۳۰ حضور در محل کار با نیم ساعت تاخیر؛ بلافاصله حضور در جلسه بی ثمر (ص)؛ ۱۰:۰۰ صبحانه؛ ۱۲:۳۰ وضو ؛ ۱۳:۴۵ حرکت به سمت سرویس ها

سه شنبه :۷:۳۰ حضور در محل کار با نیم ساعت تاخیر؛ بلافاصله حضور در میدان ورزش و انجام ورزش صبحانگاهی؛ ۱۰:۰۰ صبحانه؛ ۱۲:۳۰ وضو ؛ ۱۳:۴۵ حرکت به سمت سرویس ها

چهارشنبه :۷:۳۰ حضور در محل کار با نیم ساعت تاخیر؛ بلافاصله حضور در مراسم (ز) ؛۱۰:۰۰ صبحانه؛ ۱۲:۳۰ وضو ؛ ۱۳:۴۵ حرکت به سمت سرویس ها

پنجشنبه :۷:۳۰ حضور در محل کار با نیم ساعت تاخیر؛ اصولا کوهنوردی تا ظهر؛

جمعه: خواب؛نماز؛هیات حاج مهدی سماواتی؛خواب؛نماز؛نهار؛خواب؛یکم صله ارحام،کهف؛شام؛خواب (در بهترین حالت)

(کمی محاوره)

حالا شوما بووگو؛ وژداناً این کاره که ما خودمونو علافش کردیم.

خدا بیامرزه بابای سید رو، صاب کارمو میگم، بنده خدا محض لطف مارو جذب کرده تو ادارش تا شاید فرجی واسه کارا حاصل بشه ولی نمیدونه که این قبره که سرش داره مویه می کنه خالیه!

دوتا ضعیفه رو هم انداخته به جون ما که دور از جون هرچی خانومه مث خوره می مونن و فقط روحتو به سان کتاب صادق هدایت میخورن و می خراشن، یعنی فکرشو کن،چندش آور گازش میزنن.

حالا با همه ی این تفاسیر از پول و قرارداد و بیمه و ک... و م.. هم خبری نیس، یه مسوول مالی هم خورده به پستمون به سان قیف! شهریور که تموم شه دقیقا ۵ ماهی میشه که حقوق نگرفتم.

حالا اینکه زندگیمون چه رقمه میچرخه؛ خداییش ماهم موندیم. کرمتو شکر اوس کریم. انت الاوستا و انا الآویزون.!

برای نجاتم ازین اداره بخوانید" أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ "

دلم حاج منصور میخاد، روضه زنده، دلم میخاد قاطی شیون ها یکم به حال خودم زار بزنم!

دنیا جایمان برای گریه کردن "هم" کم است.

 

بیخ نوشت :

الان که نوشته های بالارو مرور میکنم میبینم عینهو بشقاب غذای مش ممد(همشیرزاده گرامم) همه چیز توش قر و قاطی شده و همه چی توش پیدا میشه.

اینم عسک مش ممد ما!

 

خیلی بدون شرح!

درود بر این پیکرتراش توانا.

انصافا اگر تاکسیدرمی هم می کردن اینقدر با کیفیت در نمیومد. 

فتواهای مضحک!

محمد العریفی از علمای وهابیت در عربستان که دارای طرفدارانی در کشور عربستان و کشورهای عربی است جدیدا صفحه‌ای فارسی در یکی از شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است که در آن به ترویج مذهب دویست ساله وهابیت می‌پردازد. او همچنین از تروریست‌های سوریه حمایت می‌کند و دستش به خون مردم سوریه آلوده است.
 
در این صفحه فیلم‌های العریفی نیز قرار داده شده است و در آن به بیان احادیث وهابیت می‌پردازد. هر چند عدم اقبال به این پیج نشان از آگاهی فارسی زبانان به این دین خود ساخته می‌باشد ولی برای آگاهی جوانان به گوشه‌ای از عقاید و فتاوای مضحک وهابیت می‌پردازیم.
 
۱. بچه دار شدن از راه دور: 
برخی علمای وهابیت به ارائه فتواهای عجیب شهره هستند اما اخیرا فتوایی منتشر شده که در نوع خود قابل تامل است؛ اگر مردى دخترش را که در شرق جهان با وى زندگى مى کند به همسرى پسرى در آورد که او در غرب جهان با پدرش زندگى مى کند و هیچگاه آن دو یکدیگر را نبینند و از محل زندگى بیرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او‌‌ همان کسى خواهد بود که در غرب دنیا زندگى مى کند، اگر چه هیچگاه همسرش را ملاقات نکرده و حتى ندیده باشد! 
 
همچنین اگر کسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زیر نظر نگهبانان زندانى کنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در کنار همسرش ببیند همه آنان فرزندان وى خواهند بود! اگر چه فرصت یک لحظه دیدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. این امر امکانش دور از واقعیّت نیست، زیرا ممکن است بر اثر کرامت یکى از اولیاء با آنکه مسافت بین زن و شوهر زیاد است آن دو به دیدار یکدیگر رسیده باشند و از این راه فرزندى به وجود آمده باشد!

۲. استفاده از کمربند ایمنی: 
پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می‌شود!
 
۳. بهداشت گوشت: 
شستن گوشت قبل از پختن بدعت است؛ ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر (ص) گوشت را بدون شستن می‌پختند و می‌خوردند!
 
۴. همبستر شدن با همسر مرده حلال است: 
فتوای جنجال برانگیز دیگری که شیخ عبد الباری الزمزمی، رئیس انجمن مطالعات و تحقیقات در مغرب صادر کرد، این است که هم بستری مرد با همسرش که تازه فوت کرده است، مجاز است!
 
۵. حرام بودن خوردن سمبوسه؛ 
جنبش الشباب المجاهدین (جوانان مبارز) در سومالی با صدور فتوایی در ماه رمضان اعلام کرد خوردن سمبوسه به علت شکل سه ضلعی آنکه مشابه ثالوث مقدس مسیحیان است، حرام است.
 
۶. خوردن گوشت جن جایز است؛ 
محمد الزغبی مبلغ مصری با صدور فتوایی، خوردن گوشت جن را درصورت دسترسی به آن مجاز دانست. 
 
۷. شنیدن قرآن کریم در زمان رانندگی و در محل کار است؛ 
شیخ جمال قطب رئیس سابق کمیته فتوای دانشگاه الأزهر مصر در فتوای جنجالی خود، شنیدن قرآن کریم در زمان رانندگی و در محل کار را حرام اعلام کرده است.
 
۸. روزه برای افراد مناطقی که قطعی مکرر برق دارند، واجب نیست؛ 
شیخ عبدالمحسن عبیکان از مفتیان وهابی و مقامات بلندپایه وزارت دادگستری عربستان چندی پیش در فتوایی که در روزنامه الخلیج چاپ عربستان منتشر شد، فتوای عدم وجوب روزه برای مناطقی که قطعی مکرر برق دارند را صادر کرد.
 
۹. کسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، شهید است؛ 
شیخ احمد ابویوسف، رییس مرکز ارشاد مذهبی در وزارت دیانت مصر، در پاسخ به استفتای مردی که پرسیده بود، نظر اسلام در مورد مرد مسلمانی که بر اثر ایدز بمیرد چیست؟ پاسخ داد: هرکسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، از نظر اسلام شهید به حساب می‌آید!
 
۱۰. حلیت همجنسبازی!: 
دعی عبدالله؛ امام جماعت مسجد نور الاصلاح در واشنگتن، ضمن سخنانی ادعا کرد: هم جنس بازی حلال است. وی اعتراف کرد که خود او از نوجوانی آن را تجربه کرده و در زندگی‌اش با چهار مرد رابطه داشته است! زیرا اسلام آن را مجاز شمرده است! وی در پاسخ به این سوال که، شما امام جماعت یک مسجد هستید پس چگونه هم جنس بازی را مجاز می‌دانید؟! پاسخ داد: تمام سعی من این است که اسلام را به صورت امروزی عرضه کنم و با مظاهر تجدد آن را هماهنگ کنم. شکی نیست که حلال شمردن این رابطه یکی از مظاهر پیشرفت اسلام است!
 
۱۱. خوردن گوجه فرنگی برای مسلمانان حرام است؛ 
یک گروه در مصر که به گروه اتحادیه اسلامی مردم مصر مشهور است، ادعا نمود که خوردن گوجه فرنگی برای مسلمانان حرام است چرا که وقتی گوجه فرنگی را بطور عمودی برش می‌دهیم، در وسط آن یک صلیب می‌بینیم. بنابراین گوجه فرنگی بجای پرستش خداوند، صلیب را می‌پرستد. صلیبی که بجای خداوند واحد به وجود ۳ خدا معتقد است. بنابراین گوجه فرنگی مسیحی است و خوردن آن حرام است.
 
۱۲. حلال بودن فیلم‌های مستهجن؛ 
«عیسی بن صالح» مفتی سر‌شناس وهابی در جدید‌ترین فتوای خود اعلام کرد: جایز است افرادی که از ناتوانی جنسی رنج می‌برند، فیلم‌های غیراخلاقی مشاهده کنند، به شرط اینکه بازیگران آن مسلمان باشند!
 
۱۳. فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی جایز است؛ 
شیخ «جاسم السعیدی» مفتی سر‌شناس وهابیون بحرین در فتوایی عجیب گفت:‌‌ همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمر، جایز است!

۱۴. خوردن زعفران جایز نیست؛ 
یکی از اعضای هیئت افتاء کویت در یک فتوای عجیب اظهار داشت: زعفران مواد مخدر است و خوردنش جایز نیست و همچنین مخلوط کردن آن با غذا نزد أکثر فقهاء دارای اشکال می‌باشد و بعضی از آن‌ها کمی از زعفران را که مخدر کننده نباشد جایز می‌دانند و خدای بزرگ دانا‌تر است.

۱۵. پوشیدن شلوار برای زنان جایز نیست؛ 
از شیخ ابن جبرین سوال شد: حکم پوشیدن شلوار لی برای زنان چیست؟
 
جواب: پوشیدن شلوار برای زنان جایز نیست حتى اگر در مقابل زنان یا شوهر خود باشد، به دلیل اینکه تفاصیل بدن را نشان می‌دهد و بعد بر آن عادت می‌کند.

۱۶. حضور هر دختری با پدرش در یک مکان خلوت حرام است؛ 
شیخ محمد العریفی چهره سر‌شناس وهابیت عربستان سعودی فتوا داده است: حضور هر دختری با پدرش در یک مکان خلوت حرام است زیرا ممکن است این پدر دارای انحرافات اخلاقی باشد و به دختر خود تجاوز کند! نکته جالب اینجا است که العریفی این فتوای خود را در گفتگو با روزنامه الأنباء کویت اعلام کرد، گفت: در آیه قرآن کریم آمده که دختران می‌توانند با پدر، برادران، عمو‌ها و دایی‌های خود در جایی خلوت باشند زیرا به آنان محرم هستند اما بنده معتقدم در صورت انحراف اخلاقی حضور دختران حتی با این افراد حرام است.
 
۱۷. تارکان نماز:
 شیخ صالح الفوزان یکی از مفتی‌های وهابی سعودی در پاسخ سوالی درباره افراد تارک‌الصلاة و وظیفه افراد در مقابل آنان مدعی شد که این افراد را باید دور کرد و اگر توبه نکردند کشتن آنان نیز واجب است!
 
۱۸. همکاری زن و مرد نامحرم: 
دکتر عزت عطیه، رئیس بخش حدیث الازهر، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آن‌ها باز نمی‌شود، کار می‌کنند، بخواهند بین آن‌ها محرمیت ایجاد شود، زن می‌تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آن‌ها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق، شرعی می‌شود. براساس این فتوای عجیب، در صورتی که این عمل انجام شود، زن می‌تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است، بنمایاند. وی البته این را هم گفته است که چنین محرمیتی باید به صورت رسمی و کتبی ثبت شود. بر اساس این فتوا، کسانی که با این روش محرم می‌شوند، می‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند ولی تا قبل از عقد متعارف شرعی، حق داشتن روابط زناشویی را نخواهند داشت.
 
و برخی دیگر از فتاوای عجیب شامل: 
استفاده از دوچرخه و سوار شدن بر آن را حرام است زیرا وسیله شیطان هست/ روشن کردن کولر در غیاب شوهر برای زن حرام است/ خوردن گوشت ذبح شده بدست شیعیان حرام است. / حلال بودن ازدواج پدر با دخترش که از طریق غیر مشروع یعنى زنا به دنیا آمده باشد. / دیدن چهره‌ نامزد ازطریق اینترنت حرام است/ اگر چند نفر از شیر یک گوسفند استفاده کنند خواهر و برادر رضایى مى شوند و داستان محرمیّت و حرمت ازدواج دامنگیرشان خواهد شد.
 
البته بعد از شنیدن این تعداد از فتاوای عجیب و غریب چگونه این افراد می‌توانند از چنین مذهبی دفاع کنند و چگونه تبلیغ کنند؟ افرادی که گوجه فرنگی را مسیحی می‌دانند و خرید خیار را حرام اعلام می‌کند چه گونه می‌توانند از همچین مذهبی سخنی بگویند و اعلام کنند که وهابی هستیم؟ به امید روزی که سراسر جهان از مذاهب ساختگی چون وهابیت، بهائیت و... پاک شود و تمام مردم جهان پیرو ادیان الهی باشند و جهان در آرامشی همراه با تعقل زندگی کند و افراط در دنیا نابود شود.
 
منبع: دانشجو

فصل جهاد نزدیک است، بفرما یک فنجان جهادی داغ!

محتویات شنود دفترکار علی مطهری

 

هفته گذشته علی مطهری اعلام کرد 9 نفر از عناصر خبره اطلاعاتی (این عناصر با عناصر جدول مندلیف هیچ نسبتی ندارند) بدون وقت قبلی وارد محل کار وی شدند و در کانال کولر و سیفون توالت محل کارش یک سیستم پیشرفته شنود صوتی و تصویری کار گذاشتند. در این راستا یک کارشناس خزانه داری وزارت اطلاعات اعلام کرد آخر کجای دنیا با یک مدیر فرهنگی، چهره فرهنگی، عضو کمیسیون فرهنگی و نامزد دریافت یک وزارت خانه فرهنگی خود اینگونه رفتار می کنند که ما بکنیم؟ رئیسعلی زنده یاد (ایشان فعلا در قید حیات هستند) م

ادامه نوشته

سنگ قبرم...

چندی هست که دارم فکر میکنم چه خوبه که آدم قبل رفتنش به فکر راست و ریست کردن کاراش باشه!

دیر بفکر افتادم؟ گفتم در حین کارا چه خوبه من که طراحم یه هزینه ی طراحی از هزینه های جاریه ی اون روزم کم کنم و سنگ قبرم ورو خودم طراحی کنم. چنین شد که موس در دست گرفتم و این گونه نگاشتم بر صفحه ی مانیتور:

ولی چه خوبه آدم کل کاراش اینطوری تر و تمیز و آماده  باشه تا کسی بعدش بزحمت نیافته.

برای دیدن اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.

 

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء

پوستر با کیفیت در ادامه مطلب

ادامه نوشته

یاد باد آن روزگاران یاد باد 3

خاطره ای که در ادامه از یکی از اردوهای جهادی من می خونید شاید یکی از ماندگارترین خاطره ها از یکی از زیباترین تجربه های جهادی بنده باشه.

ادامه نوشته